المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

699

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

اشكال اين قول آن است كه اگر مراد چنين بود ، بايد مىفرمود : « حافظات فى الغيب » و بايد مفعول به در آيه نيز مقدّر گرفته مىشد . « بِما حَفِظَ اللَّهُ » ؛ يعنى : « به سبب حفظ زنان توسّط خداوند ، وقتى كه خداوند سفارش آنها را به شوهرانشان نمود و مهر و نفقه براى آنها را بر شوهرانشان واجب فرمود » . بنابراين « باء » براى مقابله و جزا آمده است و مراد اين است كه : اين صفات به سبب حفظ خداوند ، يا ثوابى است كه در مقابل افعال آنان ، عطا مىفرمايد . 3 - بيان حكم « نشوز » اصل معناى « نشوز » ، چنان‌كه گفتيم ، بلند شدن و خيز برداشتن مىباشد ، سپس در اصطلاح شرع براى عصيان همسر نقل شده است . خبر « اللّاتى » در آيه نيز با « فاء » آمده است ، چون مبتدا متضمّن معناى شرط و جزاء است ، چرا كه مبتدا موصول است . مراد از « وعظ » نيز « ترساندن از خداوند و عواقب نشوز » مىباشد . در مورد « ألهجر فى المضاجع » نيز برخى گفته‌اند به اين معنا است كه : با وى مجامعت نكند ، و برخى ديگر ذكر كرده‌اند كه مراد اين است كه : « در رختخواب به او پشت كند » . برخى ديگر بر اين نظر هستند كه : با او در يك رختخواب نخوابد و در رختخوابى على حده بخوابد » . « اضْرِبُوهُنَّ » ؛ يعنى : « زدنى كه گوشت مجروح نكند و استخوان را نشكند » و بايد اين سه مرحله « وعظ و هجر و ضرب ) مترتّب بر هم باشند ، چون مرتّب بر هم نيز ذكر شده‌اند ، امّا نه از حيث « لفظ » زيرا « واو » اخّف باشد ، سپس ثقيل و بعد از آن ثقيل‌تر ، چنان كه در نهى از منكر نيز چنين مراتب ذكر شده است ، برخى گفته‌اند : معناى « تخافون » ، « تعلمون » مىباشد . ولى اين كلام ، صحيح نيست . برخى نيز گفته‌اند كه معنا چنين است كه : « اگر نشانه‌هاى نشوز آشكار شود ، آن زنان را موعظه كنيد و اگر نشوز خود را آشكار كنند ، از آنان در بستر دورى كنيد و اگر بر نشوز خود استمرار بخشند ، آنها را بزنيد » . « فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ » ؛ يعنى : اگر از نافرمانى دست برداشتند و از شما اطاعت كردند ، شما نيز آنان را اذيّت نكنيد ، چون سبب جواز اذيّت از بين رفته است ، چرا كه كسى كه از گناه ، توبه مىكند ، همانند كسى است كه گناهى ندارد .